آموزش فیلمنامه نویسی براساس کتاب چگونه فیلمنامه بنویسیم سید فیلد
جلسه اول-قسمت اول
يك لغتی كه خيلی باهاش رو به رو خواهيم شد اين هست: "ماجرای دراماتيك" "متن دراماتيك" اما معناش چيه؟
يك متن دراماتيك متنيه كه قابليت اجرایی شدن داشته باشه و دارای جذابيت و كشش لازم برا جلب تماشاگر باشه و بتونه به اندازه كافی اون و درگير كنه و همذات پنداريش و برانگيزه و اون و به شخصیت های فيلم علاقه مند كنه. پس اگر ما از اين لغات يا واژه های مشابه استفاده كرديم معناش و بدونيد چيه
فیلمنامه چیه؟ راهنما یا طرحى براى فیلم؟ نقشه اى کلى یا...
خب، از یک نظر رمان نیست و قطعا نمایشنامه ام نیست
سینما رسانه اى بصریه که خط داستانى خاصى و نمایشى میکنه. به تصویر و قطعات فیلم مى پردازد:ساعتى تیک تاک مى کنه، پنجره اى باز مى شه،شخصى تماشا مى کنه،دو نفر مى خندن، اتومبیلى از کنار جدول خیابون حرکت میکنه و تلفنى زنگ میزنه. فیلمنامه داستانیه که با تصویر در قالب گفتگو و توضیح صحنه گفته بشه و در بطن ساختار دراماتیک قرار بگیره.
فیلمنامه یه اسمه درباره ى فرد یا افرادى، در مکان یا اماکنى،در حال انجام کار یا کارهاشون. در تمام فیلمنامه ها این فرض وجود داره. این فرد همون شخصیته و کارى که انجام میده ماجراست. با فرض اینکه فیلمنامه داستانیه که با تصویر گفته میشه پس فصل مشترک این داستانا چیه؟ شروع،میان،پایان؛ اگر چه همیشه به این ترتیب نیستن. این ساختار خطى ساده "قالب" فیلمنامه محسوب میشه و تمام عناصر خط داستانى و کنار هم نگه میداره.
براى درک پویایی هاى ساختار باید از مفهوم این کلمه شروع کنیم. ریشه ى کلمه ساختار "ساخت" یعنى "ساختن" یا "چیزهايى را کنار هم گذاشتنه". اما کلمه ى ساختار به تعریف دیگه اى ام نیاز داره که "رابطه ى بین اجزا و کله".
داستان، کله و اجزا تشکیل دهنده ى اون ماجرا،شخصیت ها،صحنه ها،سکانس ها، پرده ى اول،پرده ى دوم،پرده ى سوم، حوادث،وقایع،موسیقى،مکان ها و... چیزهايى هستن که داستان و میسازن.
داستان، کله. ساختار چیزیه که داستان و نگه میداره؛ رابطه ى بین اجزا است که کلیت فیلمنامه رو کنار هم نگه میداره. این، الگوى ساختار دراماتیکه. الگو همون مدل یا طرح اولیه اس. مثل الگوى میز که یک روئه و چهارتا پایه است ممکنه این میز گرد،مستطیلةمربع و ... باشه یا شیشه اى،فلزى،چوبى و... اما الگو تغییر نمیکنه.

منظور از گفتن این مطلب اینه که فیلمنامه هم یک قالب و الگوى مشخص داره ممکنه کسى بگه مثلا طراح میز میتونه خلاقیت به خرج بده اما این خلاقیت باید کارساز باشه و به بهتر شدن کار کمک کنه و الا چه بسا خلاقیت هاى زیادى که باعث خراب شدن کار شدن. هیچ کس روند خلاقیت رو محکوم نکرده و نمیکنه و بعضى اوقات ساختار شکنى ها شگفت زده کرده دیگران و... اما نه هر خلاقیت یا ساختار شکنى اى. فیلمنامه در هر صورت یک قالب مشخص داره که با ساختار شکنى هم درهم نمیریزه. البته امروزه برخی این ساختارها رو رد می کنن اما چیزی که وجود داره اینه که هنوز بسیاری از آثار جهان به ویژه در هالیوود بر مبنای همین ساختار داره ساخته میشه. در هر صورت کسی که میخواد خلاقیت هم به خرج بده باید ساختار و خوب بشناسه. مثلا اگر نیما یوشیج ادبیات کلاسیک مارو خوب نمی شناخت میتونست شعر نو رو پایه گذاری کنه؟ نه نمیتونست...
این الگوى فیلمنامه است:
پرده ى اول یا آغاز
طول فیلمنامه هاى متداول هالیوودى تقریبا 120 دقیقه یا دو ساعته. در حالى که در اروپا فیلمنامه ها تقریبا 90 دقیقه طول دارن. سنجشش هم به این صورته که هر صفحه یک دقیقه فیلمه.
در مورد سریال هم همینطوره، هر صفحه یک دقیقه میشه. بنابراین مثلا یک قسمت سریال که شصت دقیقه باشه در واقع 60 صفحه فیلمنامه داشته به صورت استاندارد.
به این موضوع هم بستگى نداره که فیلمنامه تماما گفتگو باشه یا حرکت یا ترکیب هر دوش، این قاعده تغییر ناپذیره. یک صفحه فیلمنامه یک دقیقه اس.
پرده ى اول، واحد یا مجموعه اى از ماجراى دراماتیکه که تقریبا سى صفحه طول داره. و به وسیله ى بطن دراماتیک موسوم به "آغاز" به هم پیوند خورده.
"بطن" فضاییه که محتواى داستان و در خودش جا میده. به عنوان مثال، فضاى داخل یه لیوان بطنه. محتوا را در خودش جا میده میخواد آب باشه یا شیرٰ قهوه باشه یا آب میوه و ... . فضاى داخل لیوان میتونه حتى دونه هاى انگور،آجیل و... رو در خودش جا بده.
فیلمنامه نویس تقریبا سى صفحه فرصت داره تا داستان،شخصیت ها، فرضیه دراماتیک، موقعیت دراماتیک (شرایط پیرامون ماجرا) رو بنا کنه و رابطه ى شخصیت اصلى و دیگران رو که در دورنماى دنیاى اون به سر میبرن معرفى کنه.
وقتى به دیدن فیلمى میرید،معمولا خودآگاه یا ناخودآگاه میتونید طى ده دقیقه اول فیلم مشخص کنید فیلم و دوست دارید یا نه.
مطالب بیشتر کانال ایتا
برچسب:
نویسنده: فاطمه عابدی